جعفر شهرى باف

97

طهران قديم ( فارسى )

شاه نظارت بنا را خود به عهده مىگيرد و مخارج آن را نيز حواله سوگلى خزانه‌دارش « امينه اقدس » مىكند . شايد اين تنها بناى دولتىاى بوده كه به كارگران آن اجرت مقرر پرداخت مىشده و مصالحش قيمت داشته و لعن و نفرين كمتر همراهش بوده است ، چه رسم كلى در ساختمان اين گونه ابنيه بر اين بوده كه عمله اكره‌اش بايد به صورت بيگار از زندانيان و روستائيان تأمين شده ، مصالحش با كلك كوثر « 12 » به مفت پاى كار آمده ، اجرت كارگران ، مانند بنا و نجار و نقاش و آهنگر و غيره‌اش پايمال ترس و تهديد و دفع الوقت گرديده ، معمارش فقط به افتخار خدمتگزارى قبول زحمت نموده بلكه از جيب خود نيز چيزى سبيل چرب‌كن اطرافيان بكند . خدمه و سكنهء اندرون خدمه و عمله اندرون را سه دسته تشكيل مىدادند 1 - فراش‌ها و سربازها كه حفاظت ارك و اطراف آن مينمودند 2 - كلفت‌ها و نوكرها و ديگر كاركنان از قبيل جاروكش ، باغبان ، چراغچى و سقا و غيره كه در داخل ارك خدمت ميداشتند 3 - سياه‌هاى غلام و كنيز كه امور حفاظت ناموس زنان حرم را عهده‌دار بوده مواظبت ايشان از برخورد با اجنبى و نامحرم مىكردند . دستهء اخير زن و مردهايى بودند كه به صورت برده از حبشه و زنگبار خريدارى شده زن‌هايشان را آموزش جاسوسى و خبرچينى داده مردهايشان را خصيه كشيده به نگاهبانى خانم‌ها مىگماشتند . مردمانى ساده‌دل و محل اعتماد كه مگر بعضى ناپاكىها را از معاشرت و همنشينى با بدان مىآموختند و افرادى كه تا آخر عمر دست از وفادارى به ولينعمت خود نمىكشيدند . دده باشى نام افتخارى زنان ايشان بوده و خواجه باشى « 13 » نام مردان اين جماعت كه در اثر خدمتگزارىهاى صادقانه و امانت و درستكارى به آن مفتخر مىشدند .

--> ( 12 ) . لفظى مخصوص عوام به معنى نيرنگ‌سازى . حيله‌گرى ، حساب‌سازى ، حقه و تهديد و دروغ و دغلى . ( 13 ) . مردانى كه از آنان قطع رجوليت مىشد و موى صورتشان از رويش افتاده . چهره‌شان صورت نسوان و صدايشان آهنگ صداى زنان ميگرفت .